شمس فرورنده (پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله)
64 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره

شمس فروزنده طلوع مي كند


نويسنده: سيدحسين خادميان نوش آبادي

نسب پيامبر
    طبق اتفاق جميع مورخين نسب مبارك آن حضرت تا عدنان كه بيست و يكمين جد آن حضرت مي باشد چنين است:
    محمد بن عبدالله (ع) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصي بن كلاب بن مره بن كعب بن لوي بن غالب بن قهر بن مالك بن نضر بن كنانه بن خزيمه بن مدركه بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان...
    و نقل از ابن عباس است كه پيامبر (ص) فرمودند: «انه كان اذا بلغ معد بن عدنان امسك» چون نسب من به عدنان رسيد خودداري كنيد. فلذا اهل تاريخ نسب آن حضرت – صلي الله عليه و آله- را تا عدنان ذكر كرده اند و از بيان نام ديگر نياكان آن حضرت خودداري نموده اند.
    ولكن مورد اتفاق جميع مورخين است كه آن حضرت از نسل حضرت ابراهيم «علي نبينا و آله و عليه السلام» است.
    اما نسب آن حضرت از طرف مادر «ام رسول الله(ع) آمنه بنت و هب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرة بن كعب»
    خاندان پيامبر چه از طرف پدر و چه از طرف مادر بهترين خاندان عرب بلكه عرب و غير عرب و شريف ترين آنها بودند و بزرگترين منصب ها و سيادت ها در آنها وجود داشته است. پدران آن حضرت (ع) همگي يا از انبياء الهي و يا از بزرگان و كريمان عصر و زمان خويش و بيشتر آنان از فرمانروايان حجاز و مكه، موحد و خداپرست بودند.
    آن حضرت (ع) داراي نياكاني پاك و درنتيجه داراي ولادتي پاك بوده است به طوري كه خود آن حضرت (ع) هم به اين مهم اشاره دارند «خرجت من لدن آدم من نكاح غيرسفاح»
    مكان و زمان ولادت
    مكان ولادت حضرت ، مكه، شعب ابوطالب روي است و زمان آن سال فيل، پنجاه و پنج شب پس از آمدن اصحاب فيل در روز «هفدهم» ماه «ربيع الاول» بنا به نقل مشهور علماي اماميه و موافقان آن و يا در روز «دوازدهم ربيع الاول» بنا به نقل مرحوم كليني و ديگران است. نقل است مادر آن حضرت (ع) در ايام «تشريق» آبستن گشته و عده اي گويند كه روز ولادت آن حضرت جمعه يا دوشنبه بوده است.
    كرامات قبل و بعد از ولادت
    از حضرت آمنه (ع) نقل است كه فرمود: من از هنگامي كه فرزندم را باردار شدم تا هنگامي كه او را وضع نمودم هيچگونه ناراحتي نداشتم و چون از من جدا شد پرتوي از او سرزد كه ميان خاور و باختر را روشن ساخت و او پاك و پاكيزه بود و هيچ آلودگي به همراه او نبود.
    از موسي بن جعفر امام كاظم (ع) نقل است كه فرمودند: وقتي حضرت (ع) از مادر جدا شد دست چپ را بر زمين گذاشت و دست راست را به سوي آسمان بلند كرد و لبهاي خود را به توحيد حركت داد.
    فاطمه بنت عبدالله مادر عثمان بن ابي العاص كه شاهد ولادت پيامبر (ص) بود گويد: مولود هنگامي كه از آمنه (ع) جدا شد به هرچيز آن خانه مي نگريستم فقط نور بود.
    اسماء مبارك پيامبر(ص)
    مورخين براي آن حضرت نام هاي زيادي را ذكر كرده اند كه برخي از آنها در قرآن تصريح شده و بعضي در كتاب هاي سابق آسماني و برخي ديگر در احاديث ذكر شده است.
    بعضي از لسان مبارك آن حضرت(ص) چنين نقل كرده اند: من داراي پنج نام هستم.
    1. محمد 2. احمد 3. ماحي كه خداوند كفر را به وسيله من محو مي كند 4. حاشر كه مردم پس از بعثت من محشور مي شوند 5. عاقب يعني آخرين نفر از پيامبران.
    همچنين نقل است كه فرمود براي من در قرآن هفت نام است: محمد – احمد – يس- طه – مدثر – مزمل- عبدالله عده اي براي پيامبر(ص) نام هاي ديگر به قرار ذيل ذكر مي نمايند: نور «قد جائكم من الله نور» - سراج منير – شاهد – مبشر – نذير – داعي – شهيد – خبير – حق – مبين – رئوف- رحيم – كريم – مكين – امين – رسول – نبي امي – فاتح – قدم صدق – نبي التوبه – نبي الملاحم – الضحوك (اسمه في التورات)- المتوكل – المصطفي.
    كنيه هاي پيامبر
    كنيه هاي آن حضرت هم مختلف است كه بعضي از آنها به اين قرار است: ابوالقاسم – سيدالمرسلين – ابوالطاهر – ابوالطيب – ابوالمساكين – ابوالريحانتين – ابوالسبطين – ابو ابراهيم.
    در عيون اخبار الرضا(ع) و معاني الاخبار به نقل از علي بن الحسن بن علي بن فضاي ثبت است كه گويد از امام رضا(ع) سوال شد: چرا كنيه پيغمبر(ص) «ابوالقاسم» است؟ فرمود: زيرا پسري به نام «قاسم» داشت و از اين جهت به او كنيه ابوالقاسم دادند گفتم: اي فرزند پيامبر آيا مرا شايسته مي دانيد تا بيش از اين برايم توضيح فرماييد؟ فرمود بلي مگر نمي داني كه پيامبر خدا فرمود: من و علي هردو پدر اين امت هستيم. گفتم: آري مي دانم.
    فرمود: آيا پيامبر خدا پدر همه است و علي هم يكي از افراد امت ايشان نبوده است كه پس از او جانشين وي مي باشد؟ عرض كردم، آري. فرمودند: علي(ع) قسيم بهشت و جهنم است. عرض كردم آري، فرمود: بنابر اين پيامبر(ص) را به اين جهت «ابوالقاسم» گويند كه ايشان پدر قسيم (قاسم) دوزخ و بهشت است.
    حوادث مقارن با ولادت
    با به دنيا آمدن پيامبر اسلام(ص) در آسمان و زمين خصوصاً در شرق زمين كه مهد تمدن آن روز بود حوادثي پديدار گرديد.
    كاخ با عظمت انوشيروان كه شبحي از قدرت و سلطنت جاودان در اذهان نمودار كرده بود و مردم به آن و صاحبش چشم حسرت دوخته بودند آن شب لرزيد و چهارده كنگره آن فرو ريخت.
    آتشكده فارس كه شعله هاي آتش هزارسال زبانه مي كشيد به يكباره خاموش شد و خاكساران آن معبود خيالي و سوزنده كه حجاب هاي تعصب و تقليد غلط به آنان مهلت تفكر و تامل را نمي داد به حقيقت و جهت ديگري متوجه شدند و ديگر اينكه درياچه ساوه پس از سالها خشكيد.
    از امام صادق (ع) روايت است كه ابليس به هفت آسمان بالامي رفت و گوش مي داد و اخبار آسماني را مي شنيد، چون حضرت عيسي علي نبينا و آله متولد شد او را از سه آسمان منع كردند تا چهار آسمان بالامي رفت و چون حضرت رسول صلوات الله عليه و آله متولد شد او را از همه آسمان ها منع كردند و شياطين را به تيرهاي شهاب از ابواب سموات راندند. 
    در آن زمان گويند هر بتي در هر جاي عالم بود به روي افتاد و وادي سماوه كه سالها بود كسي آب را در آن نديده بود آب در آن جاري شد. نوري در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گرديد.
    تخت تمام پادشاهان در آن روز سرنگون شد و جميع پادشاهان در آن روز قدرت تكلم نداشتند، علم كاهنان برطرف شد و سحر ساحران باطل شد و بت هايي كه در مسجدالحرام بود به رو افتادند و چون شب شد نداي «جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا» شنيده شد. آنچه در آسمون ها و زمين ها بود همه شروع به تسبيح خداي سبحان كردند و شيطان گريخت و فرار كرد. 
    كودكي پيامبر
    نزد اعراب از قبل چنين مرسوم بود كه كودكان خويش را پس از تولد به دايه اي در ميان قبايل اطراف شهر مي سپردند تا هم در هواي آزاد و در محيطي طبيعي صحرا پرورش يابند و هم تكلم به لهجه فصيح عربي را كه در آن زمان، اصيل ترين گويش آن در صحرا يافت مي شد را فرا گيرند به اين منظور و از آن جهت كه آمنه براي تغذيه فرزندش شير نداشت «عبدالمطلب» پدر بزرگ آن حضرت (ع) به فكر افتاد كريمه اي جليله، بانوي محترم و مطمئني را براي نگهداري از يادگار فرزندش عبدالله، به خدمت بگيرد.
    اين افتخار نصيب بانو حليمه كه از قبيله بني سعد بود گرديد و قبيله بني سعد قبيله اي بود كه به شجاعت و فصاحت سخن معروف بود و حليمه هم زني پاكدامن و اصيل بود.
    حليمه تا پنج سالگي از حضرت محمد (ص) نگهداري كرد و سپس حضرت محمد (ص) را به سوي مادرش بازگرداند.
    هنوز شش بهار از عمر با بركت حضرت (ص) نگذشته بود كه مادرش آمنه (ع) براي ديدار بستگان خود و زيارت قبر شوهرش عبدالله(ع) شهر مكه را ترك گفته و به اتفاق فرزندش به سوي مدينه روان شد و پس از ديدار نزديكان خود و زيارت مزار شوهرش به طرف مكه حركت كرد. پيش از رسيدن به مكه در محلي به نام «ابواء» درگذشت و آن حضرت (ص) در سنيني از عمر كه هر كودكي احتياج به محبت هاي سرشار پدر و مادر دارد از نعمت پدر و مادر محروم شد.
    چرا پيامبر (ص) يتيم بود
    «ابن ابي عمير» از بعض صحابه از لسان مبارك امام صادق (ع) در علت يتيم بودن پيامبر (ص) چنين نقل مي كند (ان الله عزوجل ايتم نبيه صلي الله عليه و آله لئلاً يكون لاحد عليه طاعه) خداي سبحان پيامبر را به اين جهت يتيم نمود تا فرمانبرداري و اطاعت احدي بر او واجب نباشد.

 روزنامه ايران، شماره 4449 به تاريخ 12/12/88، صفحه 12 (زلال) 

لينک کوتاه به اين مطلب: